آن چه در این بخش خواهیم آموخت:
- تعریفی از مدیریت و نقش وانواع نقش های مدیریت
- الگوهای رفتاری مدیریت های موفق
- نقش مدیران در ایجاد انگیزه کارکنان
- انواع رویکردهای نقش شناسی
- ویژگی های نقش
- عوامل موثر بر نقش های مدیران
فصل دوم
مدیریت
مدیریت فرایندبهکارگیریمؤثروکارآمدمنابعمادیوانسانیدربرنامهریزی،سازماندهی،بسیجمنابعوامکانات،هدایتوکنترلاستکهبرایدستیابیبهاهدافسازمانیوبراساسنظامارزشیموردقبولصورتمیگیرد. واقعابایدگفت؛کهدرابتداانسانهادربارهمدیریتچقدرمیدانند؟دانشمدیریتتاچهحدعلمیاستوآیامدیریتعلماستیاهنر؟بخشیازمدیریترامیتوانازطریقمدریتآموزشفراگرفتوبخشیدیگرراضمنکاربایدآموختدرواقعبخشیراکهباآموزشفراگرفتهمیشودعلممدیریتاست . وبخشیراکهموجببهکاربستناندوختهادرشرایطگوناگونمیشودهنرمدیریتمینامند. «بهعبارتیدیگرسخنعلمدانستناستوهنرتوانستن .»
نقشهای مدیریت
سازمانهاازشالودههایاصلیاجتماعامروزیهستندومدیریت،مهمترینعاملدرحیات،رشدوبالندگییانابودیسازمانهاست.
مدیر،روندحرکتاز "وضعموجود" بهسوی "وضعیتمطلوب" راهدایتمیکندودرهرلحظه،برایایجادآیندهایبهتردرتکاپوست .گذشتهباتماماهمیتوآموختنیهایشوباتمامتاثیریکهمیتواندبرآیندهداشتهباشد،اتفاقافتادهاستوهیچنیرویبشری،قادرنیستآنرادگرباروبهگونهایمتفاوتبیافریندولیآیندهدرپیشاستوقسمتمهمیازآنبهآنچه " امروز" میگذردربطپیدامیكند .
درقرنحاضرمدیریتهمهگیرشدهاستودرهرفعالیتجمعیوزندگیاجتماعیواقتصادیبهچشممیخورد،وسازمانهاچهدولتیوغیردولتی،جهتهدایتپرسنل،خرید،حسابداری،تربیتو... ازآنبهرهمیبرند.
مدیراندرسازمانها،نقشهایمتفاوتیراایفامیکنندکهبرحسبشرایطزمانی،مکانیونوعکار،ایننقشهامتفاوتومتغیراستوشناساییایننقشهادربهبودعملکردتاثیربسزاییدارد.
بیاننقشهاوماموریتهادرکلسازمانشاملتعیینکلینوععملیاتیاستکهسازمانمسئولاجرایآناست.
*نمودار نقش های مدیریت
نقش
نقش عبارتاستازرفتارووظیفهایکهفرددریکگروهکاریبهعهدهدارد .
نقشهامجموعهایازرفتارهاییهستندکهاشخاصدرزمینهمشاغلووظایفخودازپستهاوموقعیتهایشانانتظاردارند. نظریهنقشتلاشمیکند،توضیحدهدکهچگونهاینانتظاراتاجتماعیبررفتارکارکنانتاثیرمیگذارد . .باتوجهبهاهمیتضرورتمدیریت،نقشهایآنمیتوانددرابعادیچوننقشهایاصلی،نقشهایمعینونقشهایفرماندهیموردبررسیقرارگیرد[1] .
الف-نقش های اصلی
نقش های اصلی مدیریت در خود،هدف برآورده شدن نیازهای جمعی را در کار اشتراکی جای می دهد.در قرن حاضر نقش های اصلی مدیریت گستردگی بسیاری پیدا کرده است که می توان آن ها را در چهار طبقه ذکر کرد:
نقش های اقتداری
هدایت ارتباطات سازمانی؛ که در آن علاوه بر تحکیم روابط بین واحدها،ایجاد ارتباطات برون سازمانی در رابطه با پیشرفت امور و بهبود تحقق اهداف مستتر است.
ایجاد روابط بین نهادها و سازمان های مختلف اجتماعی مورد عمده ای در این مقوله به شمار می رود که راهبردهای سیاست گذاری سازمان را فراهم می اورد.
حمایت از نیروی انسانی؛که متضمن هدایت اعضای سازمان به منظور حفاظت از آسیب های اجتماعی وسیاسی است.
نقش های اقتصادی
v توجه به جریانات سرمایه دررابطه با زمان،هزینه و عایدی که ارزشیابی از عملکردها را ترسیم می کند.
v هدایت تحقیقات مربوط به تولید،سرمایه گذاری و اضافه ارزش مربوط به سرمایه گذاری است.
نقش های رفاهی
بهداشت،تغذیه،مسکن که متضمن تامین نیروی انسانی در هر یک از موارد مذکور است.
نقش های تربیتی و فرهنگی
v ایجاد دوره های آموزشی در زمینه ها وحیطه های مختلف سازمانی
v توجه به تربیت دايمی که کمال مطلوب رشد سازمان را متضمن است.
v ایجاد امکانات گذران اوقات فراغت
فعالیتهایفرهنگیدرسازمانهادرصورتیموفقیتآمیزخواهندبودکهنقشهاووظایفنیروهایفرهنگیشرکتکنندهدرآنمشخصباشد،ضمنداشتنجذابیتهایفراوانباذوقوسلیقهمخاطبانمتناسبباشد،باارزشهاومعیارهایدینی،ملیوفرهنگیجامعهموردنظرهمخوانیداشتهباشد،حداکثرپیامرابهبیشترینمیزانمخاطبوباکمترینهزینهبرساندودرنهایتبتواندمشارکتبالایمخاطبانرافراهمکند.
ب- نقش های معین
نقش های معین دارای ویژگی هایی هستند که به صورت مشترک یا افقی در سازمان ایفا می شوند. این نقش ها در ارتباط با مدیریت منابع انسانی،مدیریت مالی،خدمات حقوقی و تسهیلات اسنادی هستند که به شرح ذیل بیان می شود:
مدیریت منابع انسانی
این نقش از نقش های مهم مدیریت به شمار می رود.چون که تجهیزات و وسایل مدرن از نظر کمی و کیفی نمی تواند بدون داشتن نیروی انسانی متناسب با آن ها مورد استفاده قرار گیرد.سیاست گذاری در امر منابع انسانی با موارد مختلفی ارتباط دارد.
مديريتمنابعانسانيعمدتاًبرطراحي،تدوينواجرايسياستهاورويههايمؤثربركاركناندرهمهسطوحتمركزدارد. ازجملهاينسياستهاوروشهاميتوانبهبرنامهريزي،جذبواستخدام،آموزشوتوانمندسازی،نگهداشتباجبرانخدمتومزاياوبهبودروابطكاری،توسعهبامديريتعملكردوارتقایشغلیوجانشينپروریاشارهكرد.
*تحلیلی بر مدیریت منابع انسانی
درقرنبيستويكمكهاهميتسرمايههايفكريدريكسازمانبسياربيشترازاهميتترازماليآناست،اينانسانهاهستندكهارزشيكسازمانراتعيينميكنندوبرايصاحبانسهامسودميآفرينند.
درسازمانهايايرانيانسانهاجايگاهيبهعنوانسرمايهبرايشركتهاندارندوجاييدرستونهايترازنامهبرايآنهادرنظرگرفتهنشدهاست. اینسازمانهابايدبدانندكهانسانهامهمترينسرمايهيكشركتهستند.
*جهت گیری های جدید به مدیریت منابع انسانی
بررسيوضعيتمنابعانسانيدرجهانحاكيازتوجهبهتوانمندسازيدرهمهسطوحسازمانودردوبعدفرديواجتماعيدارد:
تاكيدبرايجادواحدهایتوسعهمنابعانسانيباهدفتقویتموضوعوجهتدهيبهسازمانها .
تأكيدبرمشاركتسطوحپايينسازمانوتأكيدبرخلاقيتونوآوريبهعنوانعنصراصليمنابعانساني.
جايگزينيدانشگرانبهجايكارگران . اگردرگذشتهبهدنبالکارکنانمتعهدبوديموامروزبهفكركاركنانباكيفيتوفردابهافرادينيازداريمكهبتواننددرسطحجهانيمطرحشوند.
مدیریت مالی
شایسته است اعتباری را که مدیر باید هزینه کند وبرای انجام امور در اختیار پرسنل قرار دهد طبق اصول معین باشد که خود مدیریت خاصی را نیاز دارد.
در اعمال مدیریت مالی موارد ذیل مورد توجه است:
v تعیین نیازهای مالی:نیازهای مالی با توجه به جنبه های کمی و کیفی تعیین می شود،چون تخصیص یک اعتبار به یک مورد از ظرافت خاصی برخوردار است،لذا انجام این امر عاری از اشکال نیست،حال ببینیم تخصیص کمی وکیفی اعتبارات مربوط به نیازها چگونه صورت می گیرد.
تخصیص کمی اعتبارات،یعنی هزینه به مواردی خاص با تنظیم بودجه صورت می پذیرد. بدین معنی که مدیریت،هزینه های لازم برای انجام برنامه های سازمان را در یک سال مالی پیش بینی کرده،سپس اعتبار پولی را برای هر مورد تخصیص می دهد.در این رابطه، اعتباری که برای هر ماده در لیست بودجه منظور میشود برای تحقق هدف همان ماده هزینه می شود.جهت اعمال صحیح مدیریت مالی موارد هزینه و اعتبارات تخصیصی در ستون های مجزا نوشته می شود.
درتخصیص کیفی اعتبارات که مکمل جنبه کمی هزینه هاست،لازم است که به مواردی به قرار ذیل توجه شود:
-زمان هزینه(به طور مثال خرید کی صورت می گیرد)،وضعیت فعلی بازار،وضعیت پول رایج جامعه در ارتباط با تورم داخلی و جهانی و رفع نیازها به تناوب.
-تنظیم برنامه خرید که توجه مدیریت را به روند تولید،زمان تولید و سیاست های تولید معطوف می دارد.
v حسابداری: بودجه یک سازمان را نمی توان آزادانه در اختیار واحد ها قرار داد بلکه لازم است که این امر از مقررات خاصی پیروی کند.
حسابداری موجب می شود که:
- سرمایه سازمان از تهدیدات،هرز رفتن،خطر افتادن و اختلاس حمایت شود.
- پاسخ گویی به هنگام حسابرسی یا تفریغ بودجه فراهم گردد.
- آینده نگری و کنترل برنامه های اجرایی آسان شود.
- در هر زمان جریانات مالی به طور مستند تعقیب شود.
هر چند بودجه به وسیله واحد مربوط تنظیم و اجرا می شود،ولی مسؤلیت راهبردهای به ثمر رسیدن برنامه بودجه با مدیر سازمان است.
خدمات حقوقی
توجیه این نقش مانند سایر نقش های معین ذکر شده نیست،زیرا در ایفای این نقش،مدیریت با صحت اجرا سروکار دارد،که در برگیرنده کلیه تصمیمات درون سازمانی است،تصمیماتی که منابع انسانی، امکانات مالی،دستور اجرایی و...را در بر می گیرد.ولازم است متأثر از قانون یا مقررات و اصول سازمان باشد.به طور مثال به حکم اصل اختیار،مدیر نمی تواند به هر عضو سازمانی خارج از چهارچوب وظیفه و شغل دستور دهدیا در اجرای امور بدون توجه به نظرات تکنوکرات ها [2] که اجرای قانون آن را برعهده دارند دستور دهد یا در احقاق حق پرسنل رعایت قانون ننماید و از حق و حقوق پرسنل به علت عدم استفاده یا عدم ایجاد واحد قضایی و حقوق دفاع نکند.
ملاحظه می شود که ایفای این نقش علاوه بر اینکه نیازمند کارشناسان حقوقی در امور مختلف سازمانی است،به ایجاد امور قضايی و حقوقی نیز نیازمند است.
تسهیلات اسنادی
اسناد سازمانی عامل اساسی در جان بخشی فعالیت های تحقیقی است.اسناد امورمربوط به نیروی انسانی،انجام وظایف و اطلاعات مربوط به برنامه ریزی و تصمیم گیری را در خود جای می دهد. مدیریت وظیفه دارد جهت طبقه بندی کردن و نگهداری اسناد،روش های متداول و تکنولوژی لازم را در سازمان برقرار کند.
پ-نقش های فرماندهی
مدیریت علاوه برنقش هایی که ذکرشد، جهت اجرای امورسازمانی دارای نقش هایی است که موجبات سهولت سرعت و صحت اجرایی امور را فراهم کرده درنتیجه حصول هدف را موجب می شود. این نقش ها که درقالب فرماندهی قرار دارد، دربرگیرندۀ موارد ذیل است:
v بررسی موقعیت
مدیریت مسئولیت دارد که برای انجام امور، تصمیمات صحیح در سازمان ایجاد کند، به طوری که امروزه این مسئولیت موجب شده است که عده ای مدیریت را در مفهوم تصمیم گیری به حساب آورند.
به منظورایجاد تصمیم سریع و تنظیم برنامۀ آینده، مدیریت باید اطلاعات سریع وصحیح دراختیار داشته باشد. ایجاد تجهیزات برای شناخت وقایع جهت تحلیل صحیح آن ها در رابطه با امری، از نقش های مدیریت است. اطلاعاتی که به طور غیرمستقیم در رابطه یا موضوع بدست آید، فاقد استفاده است. چون که بدون عمد و به کار گیری متغیرها حاصل می شود .
امروزه به دست آوردن اطلاعات صحیح از طریق سرمایه گذاری های آماری، در جوامع پیشرفته شایان اهمیت است. به طور مثال مدیریت یک واحد تولیدی در رابطه با موقعیت خود بهتر است که آمار تولید مشابه، انرژی تولیدی، وضعیت حمل ونقل وهزینه های خدماتی رابه دست آورد. هرچند به دست آوردن صحیح و سریع اطلاعات عاری ازاشکال نیست، ولی نداشتن اطلاعات خود اشتباهی بزرگ است.
v پیش بینی
غالبا بر مدیران این ایراد وارد است که متوجه آینده نیستند.نظر به این که مدیریت با تعدادی اعضا سر و کار دارد،اغلب انرژی خود را در حل و فصل مسائل آن ها صرف می کند.ولی بهره گیری بهتر از نیروی انسانی،پیش بینی یعنی «داشتن آینده در ذهن» را مستلزم مدیریت می داند.به طور مثال پیش بینی در ارتباط با برون داد سازمان،مصرف انرژی وتوزیع تولید توجه مدیریت را به تمام سیاست های سرمایه گذاری معطوف می دارد که این توجه به نیازها، نیازمند روش های اجرایی و کنترل کیفیت است.پیش بینی در تمام سطوح مدیریت برای چند سال،چند ماه،چند هفته و چند روز لازم است.
بنابراین پیش بینی عوامل در رابطه با مورد،به طور مجموعه ای بررسی می شود تا معلوم گردد که روابط بین عوامل در مجموع چگونه با هم تلفیق می گردد.
v تدارک برای برنامه ریزی
تصمیم یک عمل است،ولی یک برنامه مجموعه ای از تصمیمات طبقه بندی شده است که ضمن پاسخ به تجزیه ی یک وضعیت به تحقق اهداف نیز رهنمون می شود.
چون برنامه متعاقب مشاهدات و پیش بینی های منطقی تنظیم می شود،بنابراین اهداف آن نمی تواند به طور مستقل و بدون توجه به جمیع ابعاد «مورد»باشد.
به طور مثال پلی می سازیم «پل»مورد است؛هدف ایجاد معبری است برای وسایل نقلیه که توجه بر عوامل ایجاد تغییر در کلیه عوامل سازنده از نظر مصالح،افزایش جمعیت و تغییر وسایل نقلیه را لازم می دارد.
برنامه باید با به کارگیری یک استراتژی که در سایه استفاده از عوامل،کاربرد منابع برنامه را چون انسانی،مادی و زمانی آسان می کند،برخوردار باشد.
نظر به اینکه روندهای برنامه ریزی علمی هر کشوری بر حسب ویژگی های آن کشور که موجب ایجاد متغیرهای متعدد روانی و سیاسی در جوامع دیگر می شود قابل تعمیم در تمام کشورها نیست،بنابراین جوامع باید در تنظیم برنامه های خود شخصا تصمیم بگیرد.در این رابطه لازم است هدف با هدف های مربوط به مورد تصمیم در رابطه با برنامه مشخص شده و علت أخذ تصمیم روشن شود.این امر تعیین چهارچوب هدف های موضوع مورد تصمیم را لازم می دارد.شایسته است که تصمیم گیری مبتنی بر اصول باشد بدین معنی که امور مورد تصمیم گیری در ارتباط با اجرا یا در ارتباط با حل مشکل باشد و نیز تحلیل شده و راه منطقی با توجه به امکانات و حتی المقدور سازمان انتخاب گردد.
قبل از انتخاب راه حل لازم است شناخت کاملی از راه حل ها به دست آید ولی موفقیعت در بکارگیری شناخت راه حل ها نظرخواهی تکنوکراتهای سازمان را الزام می دارد.هرگاه سازمانی در حالتی قرار گیرد که همیشه دراخذ تصمیم گیری مسئله داشته باشد تصمیماتی اتخاذ می کند که نتایج آن به طور ریسکی خواهد بود پس از اتخاذ تصمیمات اصولی برنامه ریزی دنبال می شود.
v تحقیق تجربی در اعمال مدیریت
امروزه در سازمان های صنعتی کشورهای پیشرفته اصل برنامه ریزی و تصمیم گیری مبتنی بر محاسبات ریاضی و تحقیقات تجربی است.نظر به اینکه متغیرهای درگیر در تحقق هدف های سازمانی بی شمار است.لذا لازم می نماید به منظور جلوگیری از بروز مشکلات برنامه ریزی و تصمیم گیری را با استفاده از علوم ریاضی به خصوص علم آمار انجام داد.ولی این سوال پیش می آید که آیا می توان از تحقیقات تجربی در اعمال انجام مدیریت ها استفاده کرد؟پاسخ به این سوال هرچند برای سازمان های مختلف مشکل می نماید ولی می توان گفت که اعمال مدیریت با توجه به وضع سازمانی چه از نظر ابعاد فعالیت ها و چه از نظر نحوه فعالیت مستلزم انجام تحقیقات و بررسی هایی در زمینه های مختلف است.چگونه؟برای روشن شدناین موضوع مثالی می زنیم:می خواهیم برای فروش توایدات خود تسهیلاتی ایجاد کنیم پس لازم است در مورد بازار،تحقیق نماییم هدف ما از این تحقیق چیست؟
هدف های این تحقیق را می توان به شرح ذیل ذکر کرد:
-می خواهیم از سابقه مشتریان و قدرت خرید آن ها با خبر شویم.
-برای کالاهای خود بازار پیدا کنیم یا بازار کالاهای تولید را افزایش دهیم.
-با سایر موسسات مشابه رقابت کنیم.
-می خواهیم با انجام بررسی بازار از لغزش ها مصونیت پیدا کنیم و به عبارتی به تنطیم برنامه ها و اتخاذ تصمیم های منطقی دست یابیم.
ملاحظه می شود که تحقیق تجربی در هر سازمان مستلزم مدیریت است،و یافته های تحقیق با انجام محاسبات آماری معنی پیدا می کند.[3]
v تدارک برای سازماندهی
سازماندهی یکی از موارد اصلی فرماندهی و مسئولیت های عمده ی مدیریت است.نظر به اینکه وظایف سازمانی دائما تغییر میکند،لذا سازماندهی ضمن داشتن نقش اساسی،نقش دائمی نیزدارد.
ولی سازماندهی چه مفهومی دارد؟سازماندهی عبارت است از ایجاد نظم و ترتیب کاری در سازمان از طریق گماردن هر عضو برحسب کیفیت در رأس کاری و ایجاد هماهنگی از طریق مرتبط ساختن کوشش ها و فعالیت های جمعی.
در تحقق مفهوم ذکر شده سه مسئله مورد توجه است:
-اول، مسئله ساختاری سازماندهی عمومی که از توزیع با صلاحیت ها در سازمان ناشی می شود.
-دوم، مسئله تعیین ملاک های سازماندهی که در رابطه با مسئله اول است و به زمینه های مختلف سازمانی اعم از امور مالی واجرایی مربوط است.مدیریت الزام دارد که برای هر یک ازاین موارد،ملاک هایی تعیین کند.
-سوم، مسئله امکانات سازماندهی که تهیه و توزیع امکانات اجرایی را در سراسر قلمرو مدیریت شامل می شود.
مدیر با تحلیل سه مسئله مذکور،استراتژی های سازماندهی سازمانی را تدارک می بیند.
v کنترل
کنترل شامل کلیه امور جاری سازمانی،اعم از امور مربوط به کارشناسان و کارکنان سازمانی است.هر مدیر و صاحب امتیاز سازمانی وطیفه دارد که اجرای صحیح تصمیمات را کنترل کند. بدون کنترل،مدیریت کارآمد مفهوم پیدا نمی کند.چون کنترل ضرورت تمام فعالیت های انسانی است،بنابراین در سازمان ها که فعالیت های متعدد و تخصص های بی شمار وجود دارد،به منظور اطمینان خاطر از صحت اجرای برنامه ها،دستورات و جلوگیری از خروج امور از محدوده نقشه های مطروحه،اعمال آن بیشتر احساس می شود.
کلیه نقش های مدیریت،چه اصلی و چه معین مشمول کنترل است.کنترل علاوه بر حین اجرا،بهتر است قبل از اجرا و بعد از اجرای امور نیز صورت پذیرد.
در کنترل قبل از اجرای امور،پیشگیری مورد نظر است.بدین معنی که عناصر متشکل امور، اعم از انسانی و تجهیزی قبل از شروع اجرای برنامه های تنظیمی کنترل شده و کاستی های موجود در عوامل رفع می شود.به طور مثال اگر تصمیم گیری در موردی عامل ضرر و زیان موردی دیگر شناخته شود،از برنامه خارج می گردد.
در کنترل بعد از اجرا،قسمت یا قسمت هایی از امور می تواند مورد نظر باشد.از این طریق مدیریت می تواند چگونگی عملکردهای خود را در زمانی معین بررسی کرده و دریابد که آیا برنامه های تنظیمی درست اجرا شده است یا خیر،چرا که تنظیم برنامه های مترقیانه و اتخاذ تصمیمات مقتضی شرط لازمی است که کافی بودن آن را کنترل ایجاد می کند.
ملاحظه می شود که در امر کنترل صرفا صحت اجرای برنامه ها و به کارگیری دستورات مطرح مشود.کنترل می تواند به وسیله ی گروهی صورت گیرد،گروهی که به وسیله افراد تحت کنترل شناخته شده نیستند.
الگوهای رفتاریمدیریتموفق
سخنگفتنازمديريتبدينمعنانيستکهانسانچگونهبتوانديکادارهوياسازمانمشخصراادارهنمايد،بلکهمرادازمديريتايناستکهماچهقوانينرابرایمديريتداشتهباشيموچگونهبتوانيمدرهر شرايطوزمانخودرابهآنقوانينپايبندبدانيمومديريتخودمانراآنطورباقوانينجامعهموردنظرهماهنگكنيمكهنهخودماونهجامعهازآنضررببيند؟
درهمهءتمدنهایبشریاينيکامرپذيرفتهشدهاستکهادارهکنندهءسالم،راستکار،راستگویوپایبندبهقانونرامردمميپسندند. همهءاديانومکتبهایبشریاصولیرادرزمينهايوضعکردهاندتاجامعهرابسویخيروفلاحبکشانند،ايناشخاصهستندکهقانونرازيرپایميگذارند،آنراتوجيهغلطميکنندومورداستفادهءسوءقرارميدهند. بعبارتديگرمشکلاصلیدرنبودقانوننيستبلکهمشکلدرعدمرعايتوتطبيققانوناست. بدونشکقوانيندرذاتخودبرتریهاوبهتریهاینسبتبهيکديگردارند،امادرمجموعهيچقانونانسانهاراتشويقبهظلموتجاوزبهحقديگراننميکند.
پسازديدگاهشمايكمديرموفقچهكسياست؟
- مديرانموفقاحساستعهدراتاحديكبصيرتمشتركوهدفاستراتژيكدرزيردستانالقاميكنند.
- مديرانموفقكارهارابهمنظوراستفادهكارازمنابعوكاركنانموجوددرجهتكسبهدفسازماندهيميكنند.
- مديرانموفقشبكهايازمنابعاطلاعاتيومتحدانبالقوهايجادميكنند.
- مديرانموفقبرايپيبردنبهمشكلاتواستفادهازفرصتها،عملياتومحيطخارجيراتحتنظارتوكنترلخودميگيرند
- مديرانموفقدربرخوردبامسائلومشكلات،قاطعانهاقدامميكنند.
- مديرانموفقانتظاراتهرنقشرابرايزيردستانروشنميسازند،بدوناينكهحوزهمديريتيآنانراكوچككنند.
- مديرانموفقكارتيميراموردتشويققرارميدهند.
- مديرانموفقتوسعهمهارتهاواعتمادبهنفسدرزيردستانراازطريقتركيبيازواگذارياقيار،مشاورتورايزني،آموزشومربيگري،آگاهسازيواطلاعرساني،شناختوتشخيصوحمايتوپشتيبانيانجامميدهند.
نقش مدیران در ایجاد انگیزه کارکنان
انگیزهکارییکیازپرمطالعهترینجنبههایمدیریتاست. مدیراننمیتوانندکارمندانخودراواداربهانگیزهداربودندرکارهاکنند،امامیتوانندآنهارادرتسلطیافتنبرکارهایشانتقویتکنندودرفرصتهایمقتضیدرصورتدستیابیبهاهدافموردنظر،آنهاراموردتقدیرقراردهند. یکیازبزرگترینچالشهاودستاوردهابرایمدیرانامروزایجادانگیزهدراعضایتیمهایکاریتحترهبریآنهاست،چراکهاینانگیزهسبببالارفتنبازدهکاریکارکنانوآشکارشدنبیشترتلاشوجدیتآنانمیشود. انگیزهزمانیبهوجودمیآیدکهدرکارکناناحساسامنیتوثباتشغلی،مشارکتونقشموثردرسازمانوهمچنیننشاطوشادابیوجودداشتهباشد. هنرمدیریتدرایجادشرایطیاستکهبرایباانگیزهکردنافرادبیشترینکارآییرادارد. افرادسرانجامبهشیوهایبرانگیختهمیشوندوبراساسنیازهایدرونیخود،بهالهاماتوتصویریکهازخوددرذهندارند،واکنشنشانمیدهند. مدیرانکارآمدمیتوانندبهدروناینفرآیندهایداخلیگامنهندوازطریقروابطیکهباافرادزیردستخودبرقرارمیکنند،فضایکاریموردنظرراشکلدهند. مهمترینعاملیکهمیتوانبرایبیانگیزگیدرکارکنانبرشمردانتصابمدیرانناکارآمددرراسیکسازماناست،البتهایننکتههمحایزاهمیتاستکهتاکارمندیخودشبهایجادانگیزهدرخودکمکنکندکسینمیتواندآنموقعیترابرایشبوجودآورد. امروزهدرشرایطیکهمحیطشغلیافرادهرروزهمکانیزهترمیشود،کارکناننیازدارندکهشخصیتشانبیشترموردتوجهوقدردانیقرارگیرد. زیراباجوانترشدننیرویکارخواستههایآنانتغییرکردهوبرخلافگذشتهکهکارکنانبیشتربهمسایلمادیواقتصادیاهمیتمیدادند،درحالحاضربیشتراحتراموروابطکاریخوبمدنظراست.
رويكردهاينقششناسي
دورويكردمتفاوتدرنقشووظايفمديريتوجوددارد:
1. رويكردتجويزي: اعتقادبهجهانشموليوظايفمديرانوجودداردوصرفنظرازتفاوتهايمحيطيميانسازمانهاوجوامعمختلفوظايفثابتيبرايمديرانذكرميشود. اينرويكرددرنظرياتكلاسيكمديريتواصولگراييآنهابهخوبيقابلمشاهدهاست.
2. رويكردتوصيفي: گرايشجهانشموليوجودندارد. اعتقادبهاينكهمديراندرهرسازمانيوتحتهرشرايطيوظايفثابتيراانجامميدهند. مردوداست. برايناساستوصيهميشودكهبايدبهمطالعهنقشهايمديراندرشرايطخاصهرسازمانومحيطآنپرداخت. دراينرويكردواقعگراييدرشناختالگوهايرفتاريمديرانمدنظراست. پژوهشهايانجامشدهپيرامونالگوشناسينقشهايمديراندرجوامعمختلفمبتنيبررويكردتوصيفياست.
نقش های مدیریت از دیدگاه صاحب نظران
نقشهایمدیریتیکوئینوهمکاران:
الگویکوئینوهمکارانبرمبناینقشمدیردرمتعادلسازیاهدافرقیب (متضاد) بناشدهوبرایهریکازمدلهایرهبریالگویمدیریتیاثربخشیراپیشنهادمیکند.
v فعالیتهایمربوطبهبهروری
-نقشکارکردی: نیلبهاهدافسازمانیمستلزمهدفگذاری،برنامهریزی،تعیینوظایف،مقرراتودستورالعملهااست .
-نقشمولد: درایننقشمدیرمسئولیتایجادانگیزهدرکارکنانرادرجهتاهدافسازمانبرعهدهدارد.
v فعالیتهایمربوطبهروابطانسانی
- نقشمرشدتوسعهوهدایتکارکنانابعادمهمایفاینقشمرشدبرایمدیراناست. درایفایایننقشمدیرباکارکنانرابطهصمیمیوحمایتیرابرقرارمیسازد.
-نقشتسهیلكنندهدرایننقش،مدیرفرآیندگرابودهودرجهتیكپارچهسازیتوانهایسازمانوایجادسیستمهایمنسجمكاریتلاشمیكند .
v فعالیتهایمربوطبهسازماندهیوثباتسازمان
- نقشهماهنگکننده،درایننقش،مدیر،گردشاموررانظمدادهودرسطحسازمانهماهنگمیسازد. زمانبندی،برنامهریزیوکنترل،ازجملهفعالیتهایمربوطبهایننقشاست.
- نقشمراقبوناظر،ازمدیرانتظارمیرودکههموارهبدانددرسازمانچهمیگذرد.
v فعالیتهایمربوطبهقابلیتانطباقسازمان
-نقشنوآور،درایننقشبرایحلمشکلاتسازمانوتطابقآنباشرایطمحیطی،ایدههایتازهمیآفریند.
- نقشواسطه،درایننقشمدیربهمنظورکسبمنافعبرایسازماناقداممیكند.
نقشهایمدیرانازدیدگاهپیترسنگه
نگرشجدیدنسبتبهرهبریدرسازمانهابرنکاتظریفتروحائزاهمیتتریتکیهمیکند. دریکسازمان،مدیران،طراح،ناظرومعلمهستند. مسئولیتآنهاساختنسازمانهاییاستکهدرآنجاافرادبهطورمستمرتوانائیهایخودرادرجهتشناختوفهمپیچیدگیها،شفافتركردنآرمانهاوتوسعهبخشیدنبهمدلهایذهنیمشترکگسترشدهند.اینبدانمعناستکهرهبرانمسئولفراگیریکارکنانهستندوایننقطهنظرجدیدحائزاهمیتبسیاریاست.
ویژگی های نقش
v پردهنقش:پردهنقشعبارتازتصویرلحظهایازتعاملمداوممیاندونفراستدرهرپردهایازداستان،یکفردنقشفرستندهودیگرینقشپذیرندهرادارندکهسعیمیکنندنقشخودرابهخوبیایفاكنند.
v هویتنقش: مطابقباهرنقش،رفتارهایعملیونگرشهایخاصیوجوددارندکهپدیدآورندهی «هویتنقش»است. اگرشرایطلازمبراینقشها،خوبتبییننشوند،هویتهاراهالهایازابهامفرامیگیردوافرادبهالگوهایرفتاریقدیمبازمیگردند .
v تفریطنقش: هنگامیپیشمیآیدکهافرادکارکمیبرایانجامدادنداشتهباشندویاکارآنهاتکراریویکنواختباشد .
v درکنقش: نظرشخصدرموردنحوهعملدرموقعیتیخاص، «درکنقش»نامدارد. درحقیقتافرادبرپایهتعبیریکهازنحوهاعتقادخودنسبتبهچگونگیرفتارشاندارند،بهرفتارهاییمعیندستمیزنند .
v انتظاراتنقش: نظردیگراندرموردنحوهعملخوددرموقعیتیخاص، «انتظاراتنقش»نامدارد. تعیینچگونگیرفتارماتاحدودزیادیبهتعریفنقشدرزمینهایکهدرآنعملمیکنیممربوطمیشود .
v اضافهبارینقش: موقعیتیاستکهدرآنفرداحساسمیکندتوقعاتکاربیشازتواناییوییابیشازمدتزمانلازمبرایانجامکاراست .
v نارضایتیازنقش: موقعیکهافرادنقشیرامیپذیرند،یکسلسلهامیدهاوآرزوهاییبرایخود،درآنمجسممیکنند.
وقتیاینانتظاراتمحققنمیشود (براینمونهکارشانایجادچالشنکردهیاپاداشهایدریافتینامکفیبهنظرمیرسد) دراینافرادنارضایتیازنقشبهوجودمیآیدومحرومیتهایاناکامیهایخودرادرجهاتمتعددبهنمایشمیگذارندمثلاًبرخیازافرادترجیحمیدهندکهبهستیزهجوییرویآورندوباعثتعارضدرسازمانمیشوند .
v تعارضدرنقش : تعارضدرنقشازوظایفگوناگونیکهانساندرمقامرئیسیامرئوسدرسازمانبهعهدهدارد،ناشیمیشود،کهخودیکیازعواملاسترسآفرینسازمانیاست.
عواملمحيطداخلیموثربرنقشهايمديران
v سطوحمديريت: یكيازمهمترينمعيارهاييكهدرشكلگيريالگوهايرفتاريمديرانحائزاهميتاستسطحياستكهمديردرآنقراردارد. تفاوتدررفتارهايمديراندرسطوحمختلفمديريتمربوطبهنوعوظايفومسئوليتهايمديراناست.
v اندازهسازمان: يكيازمهمترينمعيارهايتوصيفنقشهاوالگوهايرفتاريمديرانتوجهبهاندازهسازماناست. درتحقيقيكهمينتزبرگدرسال 1973 انجامداد،تأثيربزرگيسازمانبرالگوهايرفتاريمديرانرابهشرحزيرعنواننمود:
- مديرانزمانبيشتريراصرفروابطرسميميكنند.
- فعاليتهايمديرانمختصرتروپراكندهترميشود.
-طيفروابطخارجيآنهابيشترميشود.
-شبكههايارتباطيرسميترميشوند.
-زمانكمتريبهتعاملبازيردستاناختصاصمييابد.
بهعبارتيهرچهاندازهسازمانبزرگترباشداهميتوضرورتنقشهايمختلفازجملهاطلاعاتي،ارتباطيوتصميمگيريبيشترشدهودرجهرسميتآنهاافزايشمييابد.
v تكنولوژي: تكنولوژيسازمانبهعنوانيكيازملاكهايتعيينكنندهساختارونقشهايمديرانمطرحاست. مكانيزاسيون،انعطافپذيري،دانشفنيوازاينقبيلازجملهعواملمؤثربرالگوهايرفتاريمديراندرسازمانهايمختلفبهشمارميآيند.
تعدادزياديازصاحبنظرانبراينباورندكهروتينبودنفرايندكاروجودقوانينمشخص،نقشهاياطلاعاتيوتصميمگيريراكمرنگترميكند،چراكهاصولاًباوجودقوانينمشخصفرايندعملياتبدونهيچگونهمخاطرهايبهكارخودادامهميدهد. گيبزنيزدرپژوهشيكهدرزمينهتأثيرمحيطتكنولوژيكيبرنقشهايمديرانانجامدادهاستنتايجزيررامطرحمينمايد:
هرچهفرآيندانجامكارهاتكراريترومداومباشندفراوانينقشهاياطلاعاتي،تصميمگيريوارتباطيمديرانكمترميشود.
قوانينوضوابطسازمانيتأثيركاهندهبرنقشهايتصميمگيريوارتباطيدارند. بدينمعنيكهدرجهكيفيتورسميتبالاتردرتدوينقوانينوضوابطسازمانيازنيازمديرانبهتصميمگيريبرايمواردپيشبينينشدهميكاهد.
v تفاوتدربخش: يكيازموضوعاتموردتوجهپژوهشگرانبررسيتفاوتهايموجودبينالگوهايرفتاريمديراندربخشهايمختلفدولتي،خصوصي،تعاونيوعمومياست. برخيازپژوهشگرانقلمروتحقيقاتخودراصرفاًبهيكبخشمحدودكردندوبرايناعتقادداشتندكهتقريباًبينالگوهايرفتاريمديراندولتي،خصوصي،تعاونيوغيرهتفاوتهايفاحشيوجودداردعمدهدلايلآنانراميتوانبهشرحزيرخلاصهكرد:
1.تفاوتدرعواملمحيطخارجيمؤثربرسازمان
2.تفاوتدرانتظاراتصاحبانسازمان
3. تفاوتدررسالتوجوديسازمان
4. تفاوتدرنوعفعاليتها
5.تفاوتدرفرهنگسازماني
نتیجه گیری
با مطالعه و بررسی مطالب این تحقیق به این نتیجه میرسیم که نقش مدیریت به لحاظ مهارت و شایسته بودن در ایفای مدیریت در تمام زمینه ها از جمله نقش های اصلی که بیانگر صلاحیت و تسلط کامل داشتن بر نقش مدیریت و نقش های معین که نشان دهنده ی اجرای تمامی فنون و مهارت های آموخته شده و تجربیات کسب شده و در نهایت نقش های فرماندهی که تکمیل کننده دو نقش قبلی بوده که مدیر در طی گذر از این دو نقش مدیریتش را با کنترل و هدایت افراد و برای دست یابی به اهداف تعیین شده تکمیل می کند.پس می توان گفت مدیریت با برنامه ریزی و هدایت و اجرای صحیح در جهت رسیدن به هدف های گروه ها،سازمانها وجوامع همراه می شود
|
به امید آن روز که هر یک از ما مدیران صالحی در نقش خودمان باشیم |
[1]نقش دراین بررسی در مفهوم ایجاد تمهیدات از طرف مدیر،جهت تآثیرگذاری برای حسن انجام وظایف خود و اعضای سازمانی است،نقش ایفا می شود ولی وظیفه را باید انجام داد.
[2]تکنوکراسی «Technocratie» کهازواژة «تکنیک»یافنّمیآیدبهمعنیحکومتدانایانفنّیا «فنسالاری»استوعناصرتشکیلدهندةایننوعحکومتهاراتکنوکراتمیگویند.
[3]جهت آگاهی بیشتر از نحوه انجام تحقیقات تجربی در مدیریت،رک.مصطفی عسکریان،مدیریت بازاریابی،بخش تحقیقات بازاریابی.
برچسب: مدیریت و انواع آن,مديريت و انواع آن,مدیریت و انواع,تعریف مدیریت و انواع آن,مديريت استراتژيك و انواع استراتژي ها,مدیریت استراتژیک و انواع استراتژی ها,مدیریت دانش و انواع آن,مدیریت انواع گوناگون اطلاعات,مدیریت انواع سازمان,تعریف مدیریت و انواع مدیریت,
نویسنده: حامد شاکری